(22)برنامه ریزی

امروز بعده کلاس،هی اومدم یه درسی بخونم اما تنبلیم شد!

درسای کنکور...درسای مدرسه...امتحانا...

اصلا نمیدونستم از کجا شروع کنم!

خلاصه اینکه اعصابم خورد شد و رفتم یه اتود و دفتر آوردم که برنامه ریزی کنم!!

الانم تو بطن ماجرای برنامه ریزی ام!

به نظرم اگه کل وقت باقی مونده ی امروزمو هم بذارم روی برنامه نویسی،ضرر نکردم!

بالاخره باید واسه نه ماه برنامه بریزم...


امیدوارم خوب شه!


امیدوارم عملیش کنم!!

مهرآ :)
نادیا(نمون)
من الان 4 ماهه درگیر برنامه ریزیم!نشده که نشده!امیدوارم تو موفق شده باشی!

خیلی سخته خدایی:/هم نوشتنش هم پایبند بودنش:(

یکی بود....هیچکس نبود..!
یه جهان خاکستری بود و یه دخترک ...
که همه آرزوش این بود که دنیاشو رنگی کنه...
دوست داشت دور خودش بچرخه...
و بخنده...
و زندگی کنه...
حالا این شما...و اینم وبلاگ دخترکی...
که شعرهاش انعکاس احساسشه...

+این نوشته ها مثل بچه های من میمونن! لطفا کپی نکنین حتی با ذکر منبع:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان