(32)ترسناکانه-متعجبانه

"متعجبانه"

از مَردسه اومدم خونه...

داشتیم با مامان حرف میزدیم،

یهو یه چیزی گفت برق از کله ام پرید!

خب البته اخیرا زیاد ازین چیزا دارم میشنوم!!


مامان گفت فلانی چند وقت پیش نامزد کرده با یه فلانی دیگه...

البته از عجایب موضوع اینه که این فلانی(اولیه) هم سن منه!!

عاخه چرا یه دختر تازه از طفولیت در اومده،باید تو این سن نامزد بشه؟؟!!


پارسالم یکی از آشنا ها که دو سال از من بزرگتر بود مزدوج و شد و بِرَفت!


چند هفته پیشم فهمیدیم یکی از بچه های مَردسه با یه رزیدنت قلب مزدوج شده و رفته"روسیه":|

(البته این یکی واقعا حق داشت!منم وقتی تو روسیه رزیدنت قلب شدم،میام ایران با یکی مزدوج میشم و میبرمش روسیه:||||)


خدایا خدایا!قیامت شده مثل اینکه!!

البته خودم میدونم که سن ازدواج تو کشور ما دقیقا براساس یه تابع سینوسی جلو میره!ولی بازم بوالعجبیه برای خودش!!


"ترسناکانه"

خببببب...اپی نفرین خونم براتون بگه که...پاشین کانجورینگ 2 رو دانلود کنین و لذت ببرین:)

جدا از این که خیلی هیجان انگیزانه است و باحال و جالب،یه نکته های ریزه میزه ای داره که من با دیدنشون کیف میکردم به شخصه:دی

تو صحنه ی آخر فیلم وقتی اِد داره وسیله بازیه رو میذاره تو قفسه ی کلکسیونش،پشت سرش عروسک"آنابل" توی ظرف شیشه ایه!(همون ظرف شیشه ایه که تو خود فیلم "آنابل" هم بود:)

تازه روحه دندون مصنوعی داشت:دی

+روحه همش تو خونه راه میرفت و سوت میزد!بابای منم همیشه همه آهنگارو با سوت میخونه(بازم:دی)

خلاصه اینکه فیلم خوبی بود...


مهرآ :)
Bahar Alone
ماهم با مقاومت زیاد موندیم://وگرنه والدین همون سیزده سالگی مزدوجمون میکردن:/// مردسه؟خخخ
کد امنتیتی رو بردار یاد گشت تو مردسه میفتم:))

جای شکرش باقیه^-^

بلی!!!تو megamind...کله کدو میگفت مردسه:دی
باش:)))

masi Rika
این فیلم عشقه اصن!!
منظورت از نکته های ریزه میزه اسم این یارو اهریمنه بود که همه جای خونه ی اد و لورن پخش و پلا بود؟! :)
من بعد دیدنش خوف کرده بودم!!هی خونه رو میگشتم که نکنه اسمش دور و برم باشه! :|

اوهوووم خیلی خوبه:دی

من عاشق اد و لورن شدم اصن3>
نکته که زیاد داشت ..اونم یکیش بود...والک:))))
من چند روزه هی تو خونه راه میرم میگم والک کجایی؟!:|

لیمو :)
شما شونزده سالتونه؟!
من دوستهای همسن خودم داشتم الان بچه دارن :-\ نامزدی ک سهله!!

بلی:)))

شمام هم همین طرفایین؟!
وای جدی؟ چرا عاخه؟؟؟:/

نادو
بعد وقتی ما فسیلهای دهه شصتی میگیم واای از این دهه هفتادیا،باهامون دعوا میکنین😁
اصن حتی جرات نکردم اون قسمت معرفی فیلمتو بخونم‌اینقد که از این فیلم میترسم و اینقد که کلا ترسو شدم!😐

این که خوبه تازه من کلی شنیدم که دهه هشتادیا تو سیزده و چهارده سالگی مزدوج شدن...!!! دیگه ترکوندن اونا!

من دیگه پوستم کلفت شده!( البته ظاهرا!)وگرنه تو تنهاییا اثراتشونو خوووب نشون میدن این فیلما!

میم شین
iiiii

خب مگه چند سالش بوده؟!

اوهوم...

اونم طرفای شونزده بوده!

یکی بود....هیچکس نبود..!
یه جهان خاکستری بود و یه دخترک ...
که همه آرزوش این بود که دنیاشو رنگی کنه...
دوست داشت دور خودش بچرخه...
و بخنده...
و زندگی کنه...
حالا این شما...و اینم وبلاگ دخترکی...
که شعرهاش انعکاس احساسشه...

+این نوشته ها مثل بچه های من میمونن! لطفا کپی نکنین حتی با ذکر منبع:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان